این آتش نیست مرهمی

شاعر : کریم لقمانی

به استغاثه نشستم ، دست به آسمان
شایدازکویرترک خورده ی ابر
رها گرددقطره ای زرحمتی
سیراب کند
سوت وکورچشمهای خشکیده را
چروکهای سینه
خیس شوددرشوره زاردرون
آرام گیردتپش ویران شده ی لرزان