به پیشواز عید مسلمانی - امیرعلی سلیمانی
به پیشواز عید مسلمانی
شاعر : امیرعلی سلیمانی
دریا ، کجاست چشمه آغوشت ؟ در من هزار رود پریشان است
صحرا برای مست شدن بس نیست ، حوای من هوایی باران است
باید صدا کنم کلماتت را ، بشناسم آخرین عرفاتت را
یادم بیاوری صلواتت را ، این سجده ها همیشه چراغان است
مجنون همیشه تشنه لیلایش ، افسانه نیست وامق و عذرایش
فرهاد مست خنده ی شیرین است ، بلقیس بی قرار سلیمان است
ای خنده هات زمزمه ی کوثر ، دل داده اند هاجر و ابراهیم
آن جا که باد عطر تو را دارد ، پیراهنت ستاره ی کنعان است
دیوارهات پنجره ی پاییز ، میقات چشم هات جنون آمیز
جای وقوف آینه ها صحراست ، آن جا که عشق نیست خیابان است
باران به گرد چشم تو می بارد ، این مروه هفت بار صفا دارد
این خانه تا همیشه ی تاریخش ، گوشه به گوشه آینه بندان است
هم حکمت ستاره ی داوودی ، هم قبله ی همیشه ی موعودی
اشکی که در هوای تو می ریزد ، بی شک گلاب قمصر کاشان است
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود