سلام من به غدیرش

شاعر : وحیده افضلی

خورشيد نشسته روي بال ات ساقي
دنيا شده خيره در جمال ات ساقي

من عاشق چشمان خمارت هستم
من شيفته ي نقطه ي خال ات ساقي

امشب به شرابخانه ات محتاجم
يك جرعه ز مي هاي حلال ات ساقي...

امشب بده تا مست شوم پي در پي
از فكر دل انگيز وصال ات ساقي

از رونق زيبايي تو در عجبم...
از نو شدن سال به سال ات ساقي

گيج اند تمام شاعران از يك چيز:نيكويي ِ جمله ي خصال ات ساقي

"من مشتعل عشق علي..." يادت هست؟
ما سوخته ايم از اشتعال ات ساقي

يك عده چقدر فكرشان كوتاه است
در فكر چه هستند؟ زوال ات ساقي؟

اي آيه ي "اكملت لكم" لايق تو
عالم شده درگير كمال ات ساقي