یاد کربلا - محمدرضا رضایی

یاد کربلا
شاعر : محمدرضا رضایی
داغی نشانده بر جگرت ، یاد کربلا
خون می رود ز چشم ترت ، یاد کربلا
زینب ، سکینه ، گریه و طفل رباب و آب
می آورند در نظرت ، یاد کربلا
با زخمی از تسلَی ِ زنجیر ِ سلسله
مانده به روی بال و پرت ، یاد کربلا
با خطبه های بی بدلت زنده کرده ای
در لحظه لحظـه سفرت ، یاد کربلا
از قتل صبر روضه بخوان ای امام صبر
با سوز ِ آه شعله ورت ، یاد کربلا
از سجده های لشکر شمشیر و نیزه ها
از خنجر و سر پدرت ، یاد کربلا
از لحظه ای که غارت خیمه شروع شد
آتش گرفت دور و برت ، یاد کربلا
تا صبح حشر ضامن این دین و پرچم است
یاد محرم و صفرت ، یاد کربلا
این جلوه های اشک ِ عزا در صحیفه است
یاد خدا ، شب و سحرت ، یاد کربلا
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۵ ساعت 22:47 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود