مژده سبز

شاعر : همایون علیدوستی

به پایان می رسد یک روز این فصل پریشانی
دوباره می شود آغاز پرواز وغزلخوانی

پس از این خشکسال بی تکاپو تازه خواهد شد
سفردر همرهی با ابر در شب های بارانی

بیا بگذار سر بر شانه ام تا با خبر سازم
تو را از مژده سبزی که می دانم نمی دانی

به من گفتند روزی دست های آسمان مارا
کنار سفره ی خورشید می خواند به مهمانی

به رغم خواهش مرداب با دریا تفاهم کن
که دریا را نگیرد تهمت آلوده دامانی

به شیرینی وآسانی گذر از تلخی وسختی
که با هر تلخی وسختی ست شیرینی وآسانی