گریه کردم

شاعر : ایمان کریمی

رفتی و من ناباورانه گریه کردم
پبا خاطراتم ، دانه دانه گریه کردم

وقتی که بوسیدم گلویت را برادر
خواهر که بودم ، مادرانه گریه کردم

با یاد مادر ، یاد کوچه ، یاد سیلی
هر شب کنار نازدانه گریه کردم

حرف کنیز هاشمی و دخترت شد
از خنده های مغرضانه گریه کردم

وقتی سپر بودم برای کودکانت
با هر خطای تازیانه گریه کردم

هر روز غریدم شبیه شیر در شهر
در گوشه ای ساکت ، شبانه گریه کردم

گفتم الا یا ایهالساقی ، نشستم
با بیت بیتش عاشقانه گریه کردم