گریه کردم - ایمان کریمی

گریه کردم
شاعر : ایمان کریمی
رفتی و من ناباورانه گریه کردم
پبا خاطراتم ، دانه دانه گریه کردم
وقتی که بوسیدم گلویت را برادر
خواهر که بودم ، مادرانه گریه کردم
با یاد مادر ، یاد کوچه ، یاد سیلی
هر شب کنار نازدانه گریه کردم
حرف کنیز هاشمی و دخترت شد
از خنده های مغرضانه گریه کردم
وقتی سپر بودم برای کودکانت
با هر خطای تازیانه گریه کردم
هر روز غریدم شبیه شیر در شهر
در گوشه ای ساکت ، شبانه گریه کردم
گفتم الا یا ایهالساقی ، نشستم
با بیت بیتش عاشقانه گریه کردم
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۲ ساعت 22:11 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود