ناگزیرم گاهی از دل آب را جارو کنم - امیر سیاهپوش

ناگزیرم گاهی از دل آب را جارو کنم
شاعر : امیر سیاهپوش
آسمان می خواهد امشب من به ماهش رو کنم
دل به چشمانش بدوزم با تماشا خو کنم
تا بشویم سینه اش را از خطا باید سحر
رود آرام نظر را غرق در گیسو کنم
عشقم آغشته است با تزویر باور کن پری!
ناگزیرم گاهی از دل آب را جارو کنم
فطرتم خواب است بارانا به بالینم بیا
خاک را بیدار کن تا روح گِل را بو کنم
چاره ی دلمردگی را امر فرموده حکیم
زخم بر بازو ببندم، درد را دارو کنم
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۶ ساعت 12:3 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود