گزینه های روی میز

شاعر : مطهره عباسیان

زخم می زنند تا مگر که این وطن بیفتد از نفس
زخم خورده ایم از گذشته تا هنوز؛ از خلیج تا طبس
از همان عروسکی که غرق شد میان موج آب
از همان پرنده های بی گناه مانده در قفس

رنگ رنگ... گاه روبه رو و گاه پشت سر...
گاه تیغ در غلاف و گاه تیغ آخته گه تبر
گاه سروهای قدکشیده گه غنچه های نورسیده را
گاه تیر خشمشان به سمت قلب های شعله ور

یک طرف سکوت و یک طرف مهیب یک صدا؛
دختری کنار نعش پاره پاره ی پدر؛ آه آرمیتا!
یک طرف گزینه های روی میز دم به دم
یک طرف به این دروغ گویی بزرگ، آشنا...

ما یکی شدیم و با همیم تا همیشه ناگزیر
با هم آمدیم ما در تمام طول این مسیر
ما که مرد روزهای سخت سخت بوده ایم
«عشق» سهم ماست اگر که زود... اگر که دیر