زلزله - آرزو نوری
زلزله
شاعر : آرزو نوری
آغاز می شوم
-هر روز صبح-
با خط خندهای
که تا اولین گسل تهران
میلغزد
تکرار میشوم
با رژ لبی
که طعم گلوله دارد
و آینههایی
که کرم پودر میزنند
شب که برگردم
یک روز پیرترم
و پس لرزهها
در رویای نیمه شب
به انتظارم نشستهاند
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۵ ساعت 9:12 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود