طبع شعر 

شاعر : عباس سعیدی 

بسم الله گفتم طبع شعرم باز شد
بامحمد گفتنم مهرت به من آغاز شد 

باعلی گفتن به قلبم حسرتی واردشده
کربلا،کوفه،یتیمی وه چه سنگ انداز شد 

نام مادر ذکر طوفانی شبهای من است
به گمانم ماجرای کوچه ها یک راز شد 

ساز صلحش از نبود آدمی چون کوک شد
وقت تشییعش تمام شهر تیرانداز شد 

زینب همه جا یاد حسین در دل اوست
با رفتن او خانه چه مشکل ساز شد