عشق 

شاعر : احسان نرگسی رضاپور 

آغاز می کنم غزلم را به نام عشق
ما مست چشم های توائیم ای امام عشق

من بارها در وسط صحن دیده ام
در دست های عاشق گلدسته جام عشق

چشمان پر عطوفت تو قبله گاه ماست
اینجا طواف ماست به دور مقام عشق

عمری ست بی گمان،شده شیرین و دلپذیر
از طعم خوشه های ضریح تو کام عشق

از چشم های خیس و نم زائران تو
صادر شده ست بر همه عالم پیام عشق

تا چشمه ی محبت و لطف تو جاری است
"ثبت است بر جریده ی عالم دوام عشق"

ما سائل همیشگی سفره ی توئیم
اقا بیا به ما بچشان از طعام عشق

بی شک کنار پنجره فولاد،می رسد
عطر حریم کرب و بلا بر مشام عشق