شاپرک ها - مسلم آهنگری
شاپرک ها
شاعر : مسلم آهنگری
کو چه از عطر نفس هایت معطر می شود
سنگفرش کو چه ی دل اندکی تر می شود
پابه پای ، پای احساست ، شمارش می کنم
جای پا را می شمارم ، کو چه آخر می شود
نیستی ، بو یت هنوزم ، می شمارد ذهن را
ماه مهر من ، بگو ، تا ماه آذر ، می شود
باز فردا پا به پایت ، می شمارم شهر را
با خیال اینکه دیداری میسر ، می شود
مثل کودک ، در خیالم یک عروسک می شوم
کودک احساس من آن روز مادر می شود
پشت شیشه هر چه می بینم ، تو را گم می کنم
شاید احساست به من هر روز ، کمتر می شود
مثل موش و گربه ، دنبال دلت سر می کشم
تک درخت کو چه مان ، مانند سنگر می شود
بت تراش عشق ، این بت خانه را کی آفرید
هر که او را دیده ، لب نگشوده کافر می شود
یکنفر امروز ، جای پای ما را می شمرد
گفتم این پروانه دارد باز پرپر می شود
خواب می بینم که دیگر ، شا پرکها مرده اند
باز جمع آرزو هایم مکسر می شود
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۰۸ ساعت 10:15 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود