پاییز من - مسلم آهنگری
پاییز من
شاعر : مسلم آهنگری
دلم ، تنگ غزل های تو شد ، پاییز زیبایم
کمی قرمز بخوان ، هر چند حالم زرد و تنهایم
از این نارنجی زیبا ، برایم یک سبد پر کن
کنارش قهوه ای بگذار و اندازش به پا هایم
چقدر خو شحالم و در پای رودت نغمه می چینم
تو می دانی چو مرغابی ، اسیر موج و دریایم
نگو آبان و آذر ، مهر من با من مدارا کن
ببین هر وقت دلتنگم ، گه اونجا ، گاه اینجایم
کسی از آن بهاران دروغین ، جان نمی گیرد
بیا در کو چه پاییز و بو کن ، عطر گلها یم
من از امروز بی زارم ، از این شهر غبار آلود
رهاکن تا که بر گردم ، به دشت و کوه و صحرایم
غزل دیگر صدای کو چه ی گل را نمی فهم
از این پس مثنوی گویم ، چو عاشق شد غزل هایم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۰۶ ساعت 8:49 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود