روبروی آینه - احسان نرگسی رضاپور
روبروی آینه
شاعر : احسان نرگسی رضاپور
خسته کرده عاشقان را ناله ی جانکاه من
دل به دست برکه ای دیگر سپرده ماه من
روبه روی آینه،از بس که حسرت می خورم
چهره ی آیینه را مخدوش کرده آه من
با غزل هات از این کوچه گذر کردی و بعد
رد پای شعرهایت شد زیارتگاه من
ما به هم اصلا نمی آییم ،با این ویژگی:
بخت بالای تو و عمر کم و کوتاه من
برق تیغ و خنجرت،چندی ست بر پا کرده است
آتش فتنه میان قلب اردوگاه من
عشق تو نور.. و نگاهت نور.. و لبخند تو نور...
با وجودت می شود خورشید هم همراه من
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۴ ساعت 8:41 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود