فتنه هشتاد و هشت

شاعر : جواد مهدی پور

در قمارعشق چشمان تو وقتی باختم
خط فکرم را شبیه خط چشمت ساختم

من بجای عیبجویی از گناه دیگران
عیب خود را دیدم و سر را به زیر انداختم

در میان این همه نا مهربانی های تو
من به تسکین دل غمدیده ها پرداختم

ابروانت فتنه ی هشتاد هشت دیگریست
در مصاف چشم تو تیغ از نیامش آختم

ناگهان برخاست از پلک تو مژگانی بلند
پرچم صلح و صفا را بعد از آن افراختم

آهوی وحشی شدی در جنگل احساس من
تا رمیدی از خیالم در قفایت تاختم