دلگیر - رضا وطن دوست
دلگیر
شاعر : رضا وطن دوست
تلخ رفتی ، سنگفرش کوچه ها دلگیر شد
بعد تو باران نبارید و هوا دلگیر شد...
مستندهای دو چشم تو چه آسان شعر شد
هر پلانی از تو گفتم ، سینما دلگیر شد...
نسخه های هیچ کس ، درد مرا تسکین نداد
نسخه ها و دکتر و قرص و دوا دلگیر شد...
شیشه اسپند و قاب ان یکادم خاک خورد
تو نماندی ، ذکر لا حول و ولا … دلگیر شد...
گیسو و لب با دو چشمت چار مجهولی غریب
کشف مجهول تو با سعی و خطا دلگیر شد...
این غزل ، وسواس من ، با این ردیف لعنتی
شاعری دیوانه و این واژه ها دلگیر شد...
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۴/۱۱/۰۳ ساعت 9:12 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود