مجلس ختم - مجید آقابالازاد
مجلس ختم
شاعر : مجید آقابالازاد
دوش دیدم درویشی, دوان بود و پر شتاب,
می زدی بر سینه وسر, نالان,..... پر عذاب.
گفتمش درویش را,..... کجا هستی روان؟
این چنین زار و نزار,.!! .... گریان دیده گان.!!!!
گفت درویش:.... عزا مجلسی, برپا شدست,
انجمن گشتتنند غریبان, لولیان, مستانه مست.
گفتمش:آن کو زهست اوفتاد,..... آیا آشناست؟!!!
گفت:اری.... مجلس ختم, مرام! و معرفت! ،صدق, و, صفاست!!
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۴/۱۲/۰۱ ساعت 22:30 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود