ایرانم آرزوست

شاعر : پیمان کامروا

مهری کهن به پهنه کیهانم ارزوست
میهن شود چو باغ و گلستانم ارزوست

دستت گذار به دستان من به مهر
ابادی تمامی ایرانم ارزوست

رستم کجاست تا فکند دشمنان به گرز
شهدخت پاکزاد چو پورانم ارزوست

اخگر شود ترانه شود شور شاعری
برنایی چکامه ی پیرانم ارزوست

«ترانه های کوچک غربت» نرفته است از یاد
«دیر است گالیا» و چو «عصیانم» ارزوست

کرد و لر و بلوچ و عرب پاره ی تنیم
همبستگی میان رفیقانم ارزوست

چون «زنده باد» کهن گون ماد ها
می گو «بژی» که گویش کردانم ارزوست

من نام تازیان نبرم در ترانه ام
نامی نکو ز نام نیاکانم ارزوست

پرویز و اشک و خشایار و داریوش
چون نام اریایی «پیمانم»ارزوست

از باختر گرفته تا به نشابور پایدار
ازادی سرای دلیرانم ارزوست