مهرورزی - جواد مهدی پور
مهرورزی
شاعر : جواد مهدی پور
قهر کردی تا دلم از بیقراری بشکند
زین جنایت قلب های بیشماری بشکند
من نمیدانم چرا دور از نگاه باغبان
دوست داری در گلستان شاخساری بشکند
روی خود را ناگهان از آینه بر تافتی
پرت کردی قاب عکس یادگاری بشکند
گل نمی روید دگر از سینه ی سوزان من
روح بر گردد ولو سنگ مزاری بشکند
شیشه ی قلبم اگر با سنگ بی مهری شکست
غم ندارم ، جام عمرت روزگاری بشکند
هدیه تنها راه دلداری نباشد ، نازنین
من ندیدم هیچ دل از بی دلاری بشکند ؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ ساعت 8:28 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود