دو قدم مانده

شاعر : مسلم آهنگری

دو قدم مانده اگر
پای دویدن داری


عشق زخمیست
ببین طا قت دیدن داری


رو به پایان همه چیز است
فقط مانده دو حرف


اندکی صبر
اگر تاب شنیدن داری


قفسم را که شکستم
تو و من آزادیم


می توان رفت
اگر شوق ندیدن داری


کنده ام دل
که تو یادت نرود دل کندن


می فروشم
اگر اقبال خریدن داری


سبزه زاری شدم از شوق
ز گلهای غریب


بی خبر اینکه
به سر ، میل چریدن داری!


زندگی
فرصت تغییر نگاه من و توست


باز یک بار دگر
حال پریدن داری ؟