تو بخند

شاعر : مسلم آهنگری

دوست دارم که کمی

با تو بخندم

تو بخند .

شایدم بر تو

دلی تازه ببندم

تو بخند.

چه کنم

ماهی افتاده به تُنگی

که تو یی.

اُفتدم یا که نیفتد به پسندم

تو بخند.

به شکاری زده ام

رو به بیابان خدا .

تا چه اُفتد به قضا

دام کمندم ، تو بخند

هفت وادی

همه را

رفته ام از ملک وجود.

به امیدی که فقط دل به تو بندم

تو بخند.

عقرب افتاده قمر با من و

من با قمرت .

تازد این دهر به پاهای سمندم

تو بخند .

غم ایام مخور

با منت

اندوه مکن .

روزگاری اگرم ، دل ز تو کندم

تو بخند .