نظر خواهم - مسلم آهنگری
نظر خواهم
شاعر : جواد مهدی پور
ز مروارید چشمانت ، نه زر خواهم ، نظر خواهم
کز آن مواج مشکین فام ، مرکب های تر خواهم
قلم گیرم ز مژگانت ، به خط و چین زلفانت
ز مشتاقی و مهجوری ، هنر های دگر خواهم
شراب افشان کنی ، لب را ، بچرخی و بچر خانی
جهانی را بهم ریزی ، جهانی شور و شر خواهم
به غمزی بر تب و تابم ، بیفزایی ، بهم ریزی
ز ویرانی و محزونی ، جمالی از هنر خواهم
مرا ، از ریشه اندازی ، چنانم تکه در تکه
برای سو ختن زین خود ، شرر خواهم ، تبر خواهم
چو دست افشان شوی با من ، بهم ریزد جهان غم
به مرغ جان من پَر شو ، که دیگر بال و پَر خواهم
سیالی رود سر گردان ، هوایی در هوای تو
چو گردم در خیال تو ، تو را شمس و قمر خواهم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۰۱/۳۱ ساعت 9:29 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود