پرهای لال

شاعر : لیلا رنجبران

اسبی زخمی ام
و شیهه ام فانوسی در تند باد
شیشه عطری شکسته ام
و خاک هم نمی تواند
آتشم را خاموشم کند.

من از شبیخون سیب یا گندم
چیزی نمی نویسم
از کف شوره ی دریا ،
آوازی نمی خوانم
عطر ادویه های شرقی
لمیده در لابه لای انگشتانم...

من ازپشت میز و صندلی چوبی
با مداد چوبی ،ترانه می نویسم
و دیگر از دست هیچ کسی
کاری بر نخواهد آمد....

می خواهم درختان را با دستهایم بجوم
تا به ریشه های تو برسم...

می خواهم کلمات را
تکه تکه کنم
تا به ریشه ی الفبا برسم...

راستی برای پریدن
آسمان را خط خطی کنم
یا از پرنده شروع کنم ؟!