رمضان است

شاعر : مسلم آهنگری

اَینَ الرجبیون ؟ ، سراسر هیجان است
شعبان تو در جوی من اینگونه روان است

تا ماه بلندت به در آید ، چو مه نو
بر بام اذان بانگ بر آید ، رمضان است

گویا که موءذن خبرش نیست ، که گفتند:
<<آن را که عیان است ، چه حاجت به بیان است>>

از بخت بد ماست که چون نوبت ما شد
هنگامه ی خلوت چو رسد ، ماه عیان است

هر کس که تو را دیده به فریاد برآید
ای خلق مه ما نه چنین بلکه چنان است

زین مدعیان هر چه گو یند دروغ است
راز گل ما هر چه تو گویی ، همان است

تا شهر ریا ، قامت خود راست بگیرد
اندیشه ی مهتاب ، ز اندوه کمان است