چشم آهو

شاعر : جواد مهدی پور

موج بر می خیزد ازآبــــــــی که طوفان دیده است
می گریزد مومن از چشمی که شیطان دیده است

ساحل دریا نمی ترسد ز سیلـــــی های موج
صورت ساحل از آن سیلی فراوان دیده است

قطره را رودی به دریـــــــــا رهنمایی می کند
ابرمی رقصد از آن بادی که دوران دیده است

با دعا همراه بودن کارهـــــــــرسجاده نیست
سجدگاه عشق از شب نور ایمان دیده است

عقل می ترسد بیاید تا به جولانگاه عشق
روز اول عشق را یکبـــار عریان دیده است

در میان گله گرگــــــی تازه پنهان گشته است
این همان گرگیست شاید تازه باران دیده است

چشم آهو را به چالش می کشد چشمان تــو
چشم صیاد از نگاهت تیـــــر مژگان دیده است