رقص باران - بهاء الدین داودپور
رقص باران
شاعر : بهاء الدین داودپور
نگاهم را نمي خواني
توحال من چه ميداني
هواي عشق وحرماني
پريشاني پريشاني
زمن دوري گزيني ياكه از عشقم گريزاني
به من بنگر
ببين حال ورخم زرد از هراساني
واما تو نگار من
زبالا قرص مه داري
زمين آيي ميان لاله روياني
شراب سرخ به لب داري
سيه چشم وسپيد سيما
گلي خوشبوتر از گلها
ميان باغ وبستاني
به تب مرگي ودلتنگي
شناور دانه دانه رقص باراني
زپاكي نازنين دلبر
زلالين چشمه ساراني
خمارين چشم مستاني
تو خلوتگه
تونور ديده وجاني
زبهر من چرا گيسو نيفشاني
مرام بي وفاياني
دلم را از چه رنجاني
خدا داند عزيز من
دلم جز تو نمي خواهد
نمي بيند
نمي شيند كنار دلبري ديگر
رها بنما فراق ومهجوري
توجيراني
ميان سينه وجاني
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۵/۰۸ ساعت 10:18 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود