غرور ماهرانه - جواد مهدی پور
غرور ماهرانه
شاعر : جواد مهدی پور
با نگاهت مــــهر خود را در دلم انداختی
بین من تا قلب خود از عشق معبر ساختی
من برای جنگ با چشمانت اینجا آمدم
پرچم نیرنـــگ را با شیطنت افراختی
طعم لب های تو در میخانه غوغـــا می کند
سهم من را کاش با یک بوسه می پرداختی
ما برای خوبرویان دین خـــــود را باختیم
کاش در دنیای خود یک بار دل می باختی
آسمان را برگزیدی نیمه شب ها حرف نیست
با غروری ماهرانه بــــــــــرکه را نشناختی
هیچ شمشیری ز ابرو های تو برّنده نیست
در مصاف آهـــــوان تیغ از نیامش آختی
بخت خواب آلود من با من چه بازی می کند !
جای دشمن ، ناگهان دیدم که بر من تاختی
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۵/۲۲ ساعت 12:36 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود