غیرت دریا - جواد مهدی پور
غیرت دریا
شاعر : جواد مهدی پور
چشم شبنم خیره می گردد به روی آفتاب
در گلستان ای گل از خورشید عالم رو متاب
داغ دل آتش زند بر سینه ی غمدیدگان
اشک های بینوایان می کند دل را کباب
غیرت دریاست امواج خروشان ، روی آب
نقش دارد سیلی امواج بر روی حباب
تا به استقلال و آزادی رسیدن راه نیست
آنکه دارد در سرش سودای سرخ انقلاب
فتنه ی هشتاد و هشت ِ طرح ابرو های توست
دشمنی کردیم ما ، این آب و این هم آسیاب
تا لب سرخ تو را دیدم ، شکستم توبه را
یک پیاله لب تکان دادی ، مرا کردی خراب
در خیابان ابتدای عشق ماشینی شده ست
انتهایش نیست جز نیرنگ مانند سراب
جای آدم ، مسجد از تزویرهــــا پر می شود
زین سبب میخانه پر می گردد از جام شراب
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۵/۲۲ ساعت 12:37 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود