گل من - رسول محمدی
گل من
شاعر : رسول محمدی
آسمان...
بغض کنان می نگرد...
پنجره...
خیره...
به خاموشی شب...
زیرلب...
باز...
دعا می خواند...
تا که...
آرام بگیرد...
دل من...
مثل هر شب...
گل من...
بی قرارت شده ام...
همچو پیچک...
بی تاب...
همچو مهتاب...
بی خواب...
کاش بودی...
گل من...
تو...
کنارم...
گل من...
تا نفهمد شاپرک...
چقدر...
جای تو خالیست...
کنارم...
گل من...
و...
نداند قاصدک...
چقدر...
درد بزرگیست...
که نیستی...
گل من...
کاش بودی...
تو...
کنارم...
گل من...
مثل هر دلتنگی...
من...
پر از...
خاطره ام...
پرم...
از...
بوسه ی داغ...
در زمستانی سرد...
و...
پر از پاییزی...
در بهاری...
زرد رنگ...
گل من...
کاش بودی...
تو...
کنارم...
گل من...
دل شب...
حس عجیبی دارد...
بگمانم...
که پر از...
حادثه است...
گل من...
کاش بودی...
تو...
کنارم...
گل من...
باز نزدیک سحر...
پا برهنه...
لب حوض...
می نشینم...
آرام...
در کنار...
اشگ خیس...
ماهی سرخ...
گل من...
کاش بودی...
تو...
کنارم...
گل من... .
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود