تو را کم دارم - مسلم آهنگری
تو را کم دارم
شاعر : مسلم آهنگری
من و یک قلب بارانی ، تو را چون گریه کم دارم
که بی تو در شب باران ، مژه بر هم نمی ذارم
نگو دیره ، نگو فردا ، همین حالا بیا ، خوبم
من اینجا پیش خواب تو ، تمام وقت بیدارم
هزار و یک شب و قصه ، به سر شد بی توام برگرد
تو رفتی و هنوزم من ، به جان عشق بیمارم
به ساحل ها قسم دادم ، که چون امواج بر گردی
چو ماهی مانده در خشکی ، فراقت گشته ، آزارم
هنوزم برکه ی من ، از تو خالی می شود هر شب
که دیگر بار آب از ، چشم هایت ، سیر بردارم
من و دیوار و ساعت ، روبروی هم بگو تا چند
تمام لحظه های بی تو را ، پیوسته بشمارم
حواری می شوم ، گر جان ببخشی ای مسیح آسا
گناه خویش را هر دم به دار عشق بگذارم
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۶/۲۶ ساعت 10:32 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود