نظر دل - آرام کرمی
نظر دل
شاعر : آرام کرمی
دلا دیدی که یارت بیوفا بود؟
پیِ ظلم و پیِ جور و جفا بود؟
دلا دیدی که معشوقی نداری؟
دگر از بهرِ عشق شوقی نداری؟
دلا دیدی رفیقانت بریدند
طنابی را که با تو میکشیدند؟
دلا دیدی زمانه بیمرام است؟
برای تو دگر سهمش تمام است
دلا دیدی که کارَش داد دستَت
کسیکه خیره شد بر چشمِ مستَت؟
دلا دیدی که ساقی مِی نیاورد؟
خمیرَت کرد و آمیختَت با درد
دلا دیدی خداهم ازتو دور است؟
نظرهای الهی گُنگ و کور است
دلا دیدی چه خاکی بر سرت شد؟
بجای یار،غصه همسرت شد
دلا دیدی تورا از دَم شکستند
همانانی که با جانان نشستند؟
دلا دیدی روان است اشک چشمت؟
دگر ازتو بریده فخر و حِشمت
دلا دیدی که افسارت گسیخته؟
فریبایت رقیبانت فریفته
دلا دیدی زبانت بندِبند است؟
خیالی بود بختت که بلند است
دلا دیدی قلم ازدستم افتاد؟
همه اشعارِ نابم رفته از یاد....
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۸/۱۴ ساعت 11:18 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود