دل بده

شاعر : امیرعلی نوری

دل بده تا به لب ت، طعم غزل بنشانم
دلم ارزانی تو، کــــــــــاش برآری جانم

عطر سیب دهن ت، وسوسه‌ی آدم بود
موقع خنده بگو: سیــب و بکن ویرانم

همچو زنبورم و از شهد وجودت لبریز
کنج کندوی دل ت کاش کنــــی پنهانم

بر سر شانه‌ات آرام‌تریـــــــــن، بی تابم
با دو چشم تر خود، خیــس‌تر از بارانم

چشم تو حادثه انگیزترین شـــــعر ترم
تا ابد شعر تورا از دل و جان میخوانم