کنار حوض مهتاب

شاعر : حامی شریبی

کنار حوض مهتاب
همه ی دلم
آرام ایستاده بود
پای برهنه
وقتیکه صدای شکستن
قفلی را
که تو باز میکردی
از پای کبوتری
که به شوق پرواز
خودش را
میکشید به دیوار سینه
بوی حضورت را
تمام شب فریاد میکرد
انگار
در هوای شهر
کسی باحنجره ی
تو ...
آیه های مهربانی را
میخوانید
صمیمانه ، صمیمانه .....