مست مستم کن - اصغر رضامند
مست مستم کن
شاعر : اصغر رضامند
رهايم كـُن ،
بروووو(حقّا)
كه پشتم شكستي ،
ساده بودم بي ريـااا
من باتـو جانا
ولي افسـوس!!
نقابت رااا
نديـدم،
خرابم خـراب
به كـوي ميكـده
ساقي......
بنوشانم شـراب ،
مـرااا
مستِ مستم كـُن
كه هـوشيـاري
نمي خـواهم
كه بيـزارِ بيـزار،
من ازخيلي .....
من از آدم
من از عالم
برووو(حقّا)
رهايم كـن
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود